نویسنده: نگار بیرمی - شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠
خداحافظ
تو را میگویم
ای رویای شیرینم
که من رفتم
و دیگر بازگشتن را نمیخواهم
خداحافظ
تو را میگویم
ای شیرین شبهایم
شکوه شعر
پریشان خاطر چشمت دگر شعری نخواهد گفت
خداحافظ تمام خوابهای من
خداحافظ تمام نامهای من
خدا را
هستی رویا
نَمی لبخند
شکوفا کن نگاهت را
پریشان خاطر چشمت
در این تردید میمیرد.
ابوالفضل عمادآبادی