عبور ِتو

دیروز


عبور ِتو در کوچه ها وزید

و هنوز،
 
دهان ِپنجره ها باز مانده است
...

ابوالفضل پاشا
/ 2 نظر / 3 بازدید
حباب

یه روز نا آشنا آمدیم،گفتیم،خندیدیم،دوست داشتیم، اما امیدوارم نشکسته باشیم هیچ چیز را......و نا آشنا می رویم......

بابایی

لبخند بزن؛ برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید رفته را بازگرداند، تجربه ثابت کرده است که گاه قوسی کوچک ، میتواند معماری بنایی را نجات دهد ...