تو می روی و من دلم برایت تنگ می شود

تو می روی و من دلم برایت تنگ می شود

برای تو

.

.

.

نمی دانم شاید برای خودم

خون همان" خودم " ی که در کنار تو شکل گرفت،

همان " من " ی که با تو "من" بود

دلم برای صمیمیتت تنگ میشود

برای مهربانیت و برای هر آنچه از خوبی داری و من نشناختم

.

.

.

باور کن دلم بیش از آنچه که تو تصورش کنی برایت تنگ می شود

 نه فقط امروز و فردا

 بلکه من همیشه دلتنگت خواهم بود

 راستی دلم برای خنده هایت هم تنگ میشود.

دل نوشته ی نگار (برای همکلاسی های خوبم) روز29 اردیبهشت 1392 

/ 4 نظر / 5 بازدید
محدثه

من آمده ام... وای ! آرام آرام به خواب میروم بی آنکه کسی برایم لالایی بخواند بی هیچ قصه ای در خواب نمی خندم بالشم نمناک نمی شود بیدار می شوم بی هیچ بوسه ای آه.. یادم نبود دیگر کودک نیستم!

حباب

کاش یه روز یکی بیاد که وقت رفتن،نرود .... یادو خاطرتان سبز خواهد ماند.....

mona

yek nafar bodi vali baram ye donya khatere gozashti merc az hozoret

بابایی

مهم نیس فردا چی میشه ... مهم اینه که امروز دوستت دارم ... مهم نیس فردا کجایی ... مهم اینه که هر جایی دوستت دارم... مهم نیس تا ابد باهم نباشیم ... مهم اینه که تا ابد دوستت دارم...مهم نیست کی باشم مهم این هست که دوستت دارم